دربسیاری ازمواقع تفکر،تدبروتعقل درکنارهم ذکرشده است.علت استفاده این دو واژه درقرآن، نقش بزرگ این دو نیرو درتامین سعادت بشری است ومادر زندگی روزمره شاهدیم که افرادباتعقل وتفکردرهمه ی زمینه ها، گوی سبقت راازکسانی که فاقداین دو نعمت گرانقدر هستندربوده اند.

درتفسیرنمونه درباره عقل آمده است:"کلمه عقل"دراصل لغت به معنای بستن وگره زدن است لذا طنابی را که با آن پا یا زانوی شتر را می بندند،عقال گویندواین عمل را هم عقل نامیده ومی گویند"عقل البعیر"؛شتر را عقال کن وبه همین مناسبت ادراک هایی راهم که انسان دارد وآن هارا در دل پذیرفته وعقدقلبی نسبت به آن هابسته است را عقل نامیده اندونیز مدرکات آدمی راوآن قوه ای را که خودسراغ داردوبه وسیله آن خیروشروحق وباطل راتشخیص می دهد،عقل نامیده اندودرمقابل این عمل جنون وسفاهت وحماقت وجهل است که جامع همه آن ها کمبودنیروی عقل است واین کمبودبه اعتباری جنون وبه اعتباری دیگر سفاهت وبه اعتبارسوم حماقت وبه اعتبارچهارم جهل نامیده می شود.انسان را بدین جهت عاقل می گویندکه بدین خصیصه ممتازاز سایرجانداران است که خدای سبحان انسان را چنین آفریده است که درمسائل فکری ونظری،حق را از باطل ودرمسائل عملی، خیر را ازشرونافع را ازمضرتشخیص دهدخداونددرجاهای مختلف ودرآیات بسیاری مردم را به تعقل وتفکر فرا می خواندکه درآفرینش موجودات ،خود وکل هستی به تامل ئاندیشه بپردازیدمثلادرآیه ای وجودمرموزوپیچیده خودانسان واینکه چگونه درصلب ورحم شکل گرفت وپس از ولادت چه مواردی را طی کرده است تابه شعوروعقل برسدخداونددرآیه دوم سوره یوسف می فرماید":انا انزلناه قرانا عربیا لعلکم تعقلون"

باتوجه به آیه فوق وآیات دیگری که انسان را به تفکر وتعقل دعوت می نماید استنباط می شودکه در قرآن کریم تفکرصحیح وتعقل وعقل رابطه تنگاتنگ ونزدیک دارند،زیرا قرآن برای تفکرصحیح وخوب حساب بازکرده وآن را می ستایدومارا برآن می داردتادرهیچ یک از امور زندگی بدون بصیرت وآگاهی اقدام نکنیم.وتفکردرست همراه باتعقل درست است کهانسان را به سرمقصد ومراد می رسانند