غدیر

غدیر درجهان اسلام،درمیان همه فرق اسلامی امری قطعی وغیرقابل خدشه است.غدیرفضیلت بزرگ امیرالمومنین علی(ع)است.غدیراثبات کننده ارزش های متعالی اسلامی دروجودآن بزرگواراست که به تصدیق  حق تعالی ونبی مکرم اسلام رسیده وتوقیع شده است.غدیرازجانب خدای متعال وبه دست بهترین بنده اووبرترین وخاتم پیامبران انجام شدوبدون هیچ شبهه ای آیه الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا دروصف این روز ونصب عظیم آن نازل شده است.غدیرروزپیوندمستحکم وجدایی ناپذیربین مردم وصالح ترین انسان هابرای عالی ترین جایگاه مدیریت جامعه است.غدیرروز اثبات لزوم همراهی دین باسیاست،اخلاق باقدرت ،ارزش هابامدیریت؛عدالت باپیشرفت،مهرورزی دربرابرمومنان وایستادگی دربرابردشمنان است..غدیر،برترین عیدوبهترین لحظه وشیرین ترین صحنه عمربشریت برای رسیدن به کمال وپیشرفت ورفاه وآزادگی ووارستگی وسعادت واقعی انسانها وتکامل بشریت  است واقعه غدیر،حادثه ای تاریخی نیست که درکناردیگروقایع بدان نگریسته شود.غدیرتنهانام یک سرزمین نیست سرفصل یک تفکراست.نشانه ورمزی است که ازتداوم خط نبوت حکایت می کند.غدیرنقطه تلاقی کاروان رسالت باطلایه داران امامت است.غدیدتنهانام یک سرزمین نیست ،چشمه ای است که تاپایان هستی می جوشدوکوثری است که فتابرنمی دارد وافقی بی کرانه وخورشیدی عالمتاب است.امام صادق (ع) فرمودند:"خداوند متعال هیجچ پیامبری مبعوث نکردمگراینکه عظمت روز عیدغدیرراشناخت وآن راعیدگرفت."

رسول الله (ص)درخصوص اهمیت غدیرفرمود:"روزعیدغدیربرترین عیدهای امت من است وآن روزی که خداوندبزرگ دستوردادکه برادرم علی ابن ابیطالب (ع)رابعنوان پرچمداروفرمانده امتم منصوب ومعرفی نمایم."

غدیر

غدیر درجهان اسلام،درمیان همه فرق اسلامی امری قطعی وغیرقابل خدشه است.غدیرفضیلت بزرگ امیرالمومنین علی(ع)است.حضرت علی (ع)فرمودند:"مهربانی متقابل درروز غدیررحمت ونگاه عطوفت آمیزخداوندراجلب می کند."حدیث غدیر ازقطعی ترین احادیث پیامبر)ص( است ودلیل تواترحدیث غدیر این استکه این واقعه بزرگ ومهم درپیش چشم هزاران نفراتفاق افتاده است.درواقع حدیث غدیرسندنیازندارددرحالیکه برای انکارآن بایدسندارائه داد.

امام صادق (ع)فرمودند":عید غدیرروزعبادت،نماز،سپاس وستایش خداوندمتعال است."ونیزدرجایی دیگرمی فرمایند":کسی که نمازعید عدیررابخواندوبهتراست که نزذیک ظهرباشدکه آن ساعتی است کهحضرت علی (ع)درآن ساعتدرغدیرخم به امامت منصوب شدهمانندکسی است کهدرروز غدیرحضورداشته است.

امام رضا(ع)فرمود":عیدغدیرروزتبریک وتهنیت گفتن به همدیگراست وهروقت درآن روزمومنین یکدیگررا ملاقات کردندبگویند:"الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین والائمه(ع).حمدوستایش مخصوص خدایی است که به ما توفیق تمسک وپیوستن به ولایت امیر مومنان حضرت علی (ع) وامامان عنایت فرمود. 

 

دعا

دعادرلغت بمعنای خواندن وصدازدن ،حاجت خواستن واستمداداست. ودراصطلاح،طلب کردن فردپایین دست وفروترباحالت خضوع ردگویند.دعارابطه معنوی میان خالق ومخلوق ورشته ی پیوندمیان عاشق ومعشوق است.علامه حسن زاده آملی می فرمایند:"دعایعنی یاد دوست بردل راندن ونام اوبرزبان آوردن وکلیدعطا ووسیله تقرب الهی است."

دعا،عبادت است،عبادتی که به معنای بندگی است،زیراخداوندابتدا امربه دعامی کندوپس ازآن می فرمایدهرکس به دلیل تکبرازعبادت من سرباززندهمیشه درآتش خواهد بود.ازطرف دیگرعبودیت چیزی جزتذلل وخشوع وخضوع واظهاربندگی درمحضرخداوندنیست.البته بایدتوجه داشت که عبودیت باعبادت فرق می کند،عبادت اعمالی است کهانجام می دهیم وشکل بندگی است مانندنمازوروزه،ولی عبودیت ،یعنی تمکام اعمال وافعال انسان درمسیرحق قرارگیرد.مهم ترین اثردعااین است که اگردعانباشدانسان هیچ ارزشی ندارد،تمام کارهای نیک درپرتودعاواظهاربندگی دربرابرحق ارزش پیدامی کند.ازاین رواصل دعاوارتباط باخداوندبسیارمهم است ومهم ترین اجابت درهردعایی همین است که بنده می تواندبامعبودخویش ارتبا ط برقرارکندوبااوسخن گفته ودرخواست های خودرا بعرض برساند.دعامظهربندگی درمقابل خداوندبرای تقویت روح عبودیت درانسان است،واین روح عبودیت واحساس بندگی درمقابل خداوند،همان چیزی است که انبیای الهی از اول تا آخر،تربیت وتلاش  آنهامتوجه این نقطه بوده است که روح عبودیت درانسان زنده کنند.دعاسرچشمه ی همه ی فضایل انسانی وکارهای خیری که انسان ممکن است انجام دهد می باشدچه درحوزه شخصی وچه درحوزه اجتماعی وعمومی،همین احساس عبودیت درمقابلا خداست وبس.

خانواده

خانواده کوچکترین ودرعین حال بزرگترین واولین ترین واحدتربیتی درجوامع به شمارمی روداگر این نهاددرراستای تربیت اسلامی شکل گرفته باشدخواهدتوانست منشاتحولات شگرف فردی،اجتماعی ورشدارزش های انسانی درمیان اعضای آن باشد،زیراخانواده مهمترین نهادی است که فرد درآن پرورش می یابد. نگرش اسلام به خانواده نگرشی درست،نگرشی اصیل ویک نگاه همراه بااهتمام است. خانواده دراسلام یعنی محل سکونت وآرامش دو انسان ،محل اتس دوانسان بایکدیگر،محل تکامل یک انسان باانسان دیگر،همان جایی که انسان درآن صفاوتکامل روحی می یابد.سرمایه گذاری وتوجه هرچه بیشتربه خانواده همیشه دراولویت هاوبرنامه های تراز اول انبیا واولیابوده است ووامروزهم بشریت به جایی رسیده است که خودراملزم به این رویکردمی داند؛"مقام معظم رهبری ازخانواده باعنوان کلمه طیبه یادکرده اند" .کلمه طیبه خاصیتش این است که هرجاشکل گیرد،مرتباازخودبرکت ،نعمت ،محبت ونیکی به ارمغان می آوردوپیرامون خودراتحت تاثیرقرارمی دهد.اگردرجامعه ای خانواده مستحکم شودوزن وشوهرحقوق یکدیگر رارعایت کنندوباهم اخلاق خوش داشته باشندوسازگاری نمایندومشکلا پیش رو باتفاهم وتعاضد برطرف نمایندودرپرورش کودک اهتمام خاص داشته باشندآن جامعهخ به صلاح خواهدرسیدونجات پیدامی کندودرسایه خانواده های موفق بسیاری ازمشکلات اخلاقی ومعنوی برطرف خواهشد.

ارزش جوانی

بایداهمیت وارزش جوانی راکه یکی ازبهترین وبزرگترین نعمت خداوندبرآدمی است را بدانیم وباورداشته باشیم که دشمنان بشریت وشیاطین انس درکمین جوانان باانواع ترفندهاومفاسداخلاقی واجتماعی نشسته اندتااین نعمت باارزش جوانان مارابه تاراج ببرندوازمسیرطبیعی وحقیقی خودخارج نمایند.استکباربااستفاده ازشبکه های ماهواره ای،سایت های اینترنتی،فیلم های ضداخلاقی وبانیرنگ ،دروغ وظواهری فریبنده جوانان رااسلام وایمان واقعی منحرف وآنهارابه سوی عرفان های کاذب،گروه های انحرافی وفاسد،اعتیادوبی بندوباری وبه نکبت ،بدبختی وفلاکت بکشانند برای رهایی ازچنین دام هایی بهترین وسیله تمسک به قر آن ،سیره پیامبروتمسک به اهل بیت (ع)می باشد.به نظربنده اسان اگربخواهد دراین دنیای پرفسادوتباهی فقط به زیبایی های مادی ومعنوی آن بپردازد،راهی جزپناه بردن به مواردفوق الذکرندارد.امام علی (ع)درنهج البلاغه خطاب به امام حسن مجتبی (ع) می فرمایند:"به نیکی هاامرکن وخودنیکوکارباش وبادست وزبان بدی هاراانکارکن وبکوش تاازبدکاران دورباشی ودرراه خداآنگونه که شایسته است تلاش کن،وهرگزسرزنش ملامتگران توراازتلاش درراه خداباز ندارد".

اگر به فرمایشات حضرت توجه عمیق داشته باشیم،درک خواهیم نمودکه حضرت چقدردلسوزانه به فرزند خودبطوراخص وبه تمام جوانان بطوراعم سفارش می نمایند که وصایای ایشان رابدرستی دریابندوبسادگی ازآن نگذرنداگرخوب دقت نماییم ،خواهیم دانست که دلسوزی های کاذب شیاطین دامی برای انحراف ونابودی نعمت الهی است که به یک جوان داده شده است.

 

ثمرات صبر

پس ازآشنایی بامفهوم صبردرمبحث قبلی حال به فواید وثمرات صبرمی پردازم دربسیاری ازسوره های قرآن مجید دراین خصوص آیات فراوانی وجودداردکه خداوند بندگان صالح ومومن خودرا به صبر،مقاومت وایستادگی فرمان داده وبرای صابران بشارت های بسیاری نویدداده شده است که عبارتنداز:

1-پاداش الهی،خداونددرسوره مومنون آیه 111می فرمایدکه همانا امروز پاداش صبر،مقاومت وپایداری صابران رادربرآبرآزار واستهزاء شمابا آنهاخواهم داد.

2- پاداش برترعمل؛خداوندهمچنین درسوره نحل آیه96می فرمایدآنچه نزد شماهست همه نابودخواهدشد؛وآنچه نزدخداست جاویدان خواهد بودوالبته پاداشی که به صابران مقاوم می دهیم؛بپاداشی است بهترازآنچه که انجام داده اند.

3- قصرهای بهشتی؛خداونددرآیات مبارکه سوره فرقان اینگونه به مومنان بشارت می دهدکه موحدان صالح؛توبه کنندگان نیکوکار؛جوانمردان پاکدامن وخداپیوستگان ذاکرراکه برصراط ا یمان وبندگی وعبادت خداصبوری واستقامت کرده اند،به بهشت وقصرهای بهشتی بشارت داده است وبشارت هایی ازجمله :سلام وسرای آخرت،سایه لطف خدا،پاداش نیکو،پاداش کامل و...

ونیزدررواایتی حضرت علی (ع)فرمودند:صبرومقاومت تودربرابرمصیبت ،اندوه راسبک وثواب وپاداش مصیبت رادوبرابرمی کند.یک نفرمسلمان درمکتب صبردرس شناخت،حرکت ،تلاش،آگاهی واستقامت در راه رسیدن به هدف های مترقی اسلامی می خواند.

صبر

یکی اززیباترین وبارزش ترین صفات وملکات نفسانی انسان صبر است.صبرنه تنها درامورمادی وکسب فضایل وخصایل مادی واین دنیایی نقش مهم وقابل توجهی داردبلکه درکسب فضایل معنوی وسلوک الهی نیز نقش بسزایی دارد.ونیزصبردربدست آوردن دیگر ملکات نفسانی نیزبسیارموثرونقش آفرین می باشد. ارزش صبردراخلاق وفرهنگ اسلامی به اندازه ای است که شرط ایمان ونشانه ی اسلام صبردانسته شده است؛امام سجاد(ع)درجایی که اوصاف مومنین رامی شماردبی صبری رانشانه بی ایمانی دانسته اند.هرجاکه سخن ازفضیلت وکرامت آدمی به میان آیدصابرن این بندگان پایدارواستوارخداوندباریتعالی درعدادگرامی ترین وبهترین وشریف ترین بندگان خداوندقرارمی گیرند،برخلاف حقیقت صبرکه عامل استقامت وپایمردی وانگیزه ی استواری وپایداری است.دریافت بعضی ازمردم ازصبردریافتی غلط وانحرافی است.درذهن واندیشه این دسته ازمردم،صبربه معنی دست ازکاروتلاش کشیدن است وبه انتظارقضا وقدرالهی نشستن تایارکه راخواهد ومیلش به که افتد؟ براساس این رهیافت غلط انسان صابرکسی است که دربرابرظلم ظالم،تجاوز دشمن،هجوم فتنه وفساد،شبیخون فرهنگی وزیاده خواهی استکبارذ،تلخی وناگواری های مصیبت بار تسلیم می شود.ودرنتیجه این خودباختگی ها وگریز ازمسئولیت ها ومقاومت دربرابرناملایمات وافزون خواهی مستکبران حرکتی ازخودنشان نمی دهد وگامی برنمی دارد.چشم به راه حکم قضاوقدرالهی بوده وازهرتلاش وحرکت سازنده بازمی ماند.برداشتی تا این حدانحرافی ازصبرموجب سقوط جامعه وباعث نابودی وهلاکت یک ملت می شود

عوامل شادابی

انسانهای سالم کسانی هستندکه همیشه از روحیه شادابی برخوردارهستندومعمولا دراینگونه افرادازخمودگی وپژمردگی خبری نیست اینها کسانی هستندکه نه تنهاخود شادی زایدالوصفی دارندبلکه تمامی کسانی که باآنهادر ارتباطندازایشان همواره انرژی مثبت دریافت می نمایند>عوامل شادابی را اینگونه می توانیم دسته بندی بکنیم :

1-همواره به یادخدابودن؛ شادابی واقعی رابایددرارتباط ویادخداوندباریتعالی دانست ذکرالهی همواره به انسان شادابی را ارزانی می داردکه اطمینان قلبی درآن وجوددارد در زندگی بعضا مشکلاتی پیش می آیدکه ودربرخی موارداوضاع روزگار مطابق میل آدمی نیست که بهترین ومناسب ترین راه غلبه براین مشکلات کنارآمدن وساختن بامسائل پیش روی آدمی است۲-پرهیز ازگناه؛یکی دیگرازعوامل شادی ونشاط درانسانهاست 3- خدمت به مردم ؛یکی دیگرازعوامل نشاط روحی وشعف درونی است. وقتی انسان مشکلی ازیک فردرا رفع می نمایدواحساس می کندخدمت به دیگری کرده است،نوعی انبساط خاطر وشادابی درونی دروجودخویش احساس می نماید.4- کسب موفقیت درکارها ووظایفی که به انسان سپرده می شودمانندموفقیت علمی،تحصیلی،شغلی،ورزشی وغیره.زیرا انسان دراثرتلاش وکوشش فراوان نتیجه کارخودرا می بیندحالتی خوشایند ومطبوع توام بااحساس رضایت به وی دست می دهد.

همت مضاعف وکارمضاعف

هویت هرموجودی به همت اوست وازجمله مرزهای شاخص میان انسان وحیوان،نوع همت اوست.اینکه خواست هرموجودچیست ودرپی چه چیزی می گرددوبه کجامی خواهدبرسد،میزانی است درهویت یابی آن موجود.انسان موجودی والاهمت است ومابقی موجودات فاقدچنین خصیصه ای می باشد،مقام معظم رهبری براساس یک سنت پسندیده وبسیارارزشمندامسال راسال همت مضاعف وکارمضاعف نامیده اند.معظم له بانگاهی ژرف وعمیق وبراساس نیازهای فرهنگی،سیاسی واقتصادی جامعه نقشه ای والابرای پیشبرداهداف متعالی کشورترسیم می کنندتامردم ومسئولان این نقشه راسرلوحه کارخویش قرارداده وزمینه رشد،پیشرفت،شکوفایی وعدالت کشوررافراهم کنند.نامگذاری یک سال بایک موضوع مشخص ومعین به منزله خلاصه کردن آن موضوع دریک سال نیست بلکه آغازی برای حرکت جدی وپیگیربرای رسیدن به اهداف بلندی که ممکن است سالها بطول انجا مد.همت وکارمضاعف تنهابه یک قشرخاصی تعلق نداردوبدون همت مضاعف نمی توان کارهای بزرگی انجام دادمسیرپیش روی انقلاب مسیری ناهمواروفرازونشیبهای زیادی داردوباموانع بسیاری مواجه است دشمنان تمام تلاش خودراصرف کرده اندتاراه پیشرفت این ملت رابگیرند امابداننداحتمال داردکمی ازشتاب پیشرفت مارابگیرندولی هرگز آن رامتوقف نخواهندتوانست کرد.

الگوی مصرف

یکی ازمعضلات ومشکلات فردی ،اجتماعی وخانوادگی که ماامروزداریم به هرزرفتن وضایع شدن امکانات وسرمایه ناچیزی است که باتلاش فراوان بدست می آوریم اماچون طریق استفاده بهینه آنهارانمی دانیم قسمت اعظم آنرابه نابجاصرف می کنیم .درفرهنگ اسلامی به این هرز رفتن وبدمصرف کردن امکانات را اسراف گویند.مساله اسراف درعرصه مطالعات اقتصادی وعلم اخلاق دارای اهمیت فراوان است.اسراف درلغت بمعنای ولخرجی وبی اعتدالتی آمده است .اگرچه اسراف بیشتردرباره خرج کردن ومصرف کردن بکارمی رودولی درمواردبسیاری بیانگروضعیت نامناسب وغیرمتعادل اخلاقی وفرهنگی شخص یاجامعه است؛اعم ازاینکه درامورخیریه وخوراک ،پوشاک ویامسکن باشدیادرامورنامطلوب ازمجموع تعالیم اسلامی دراین خصوص درمی یابیم که الگوی مصرف برسه اصل تمتع ازمواهب الهی ،قناعت وعدم اسراف وزیاده روی مبتنی است .مصرف مال درراه مصالح ونیازمندی های شخصی وخانوادگی ویاانفاق آن برای مصالح ومصارف عامه هرکدام محدودبه حدی است که عرف جامعه آنرا براساس شرلیط زمانی واوضاع اقتصادی واجتماعی هرشخص تعیین وتحدید می نماید.همانطوریکه امساک بیش ازحدمصداق بخل است واگرموجب ازبین رفتن حق واجبی شودحرام ومعصیت محسوب می شود.

بصیرت

بصیرت درلغت به معنای عقیده قلبی،شناخت ،یقین،زیرکی وعبرت آمده است ودراصطلاح عبارت ازقوه ای است که درقلب اشخاص به نورالهی منوربوده به وسیله آن حقایق امور واشیاء رادرک می کند،همانگونه که انسان به وسیله چشم صورت هاوظواهررامی بیند.بعضی محققان عقیده دارند:بصیرت،شناخت ومعرفت ونیزاعتقادحاصل شده درقلب نسبت به امردینی وحقایق اموراست.بصیرت درآموزه هاوفرهنگ اسلام وکلام وحی،حالتی است که به انسان توانایی درک درست حقایق وتجزیه وتحلیل صحیح واقعیات اجتماعی رامی دهدازاین رو آیات قرآنی به مسئله بصیرت درابعادمختلف توجه نموده است،زیراباداشتن بصیرت است که آدمی می تواندموقعیت خودرا بشناسد ،خودرابشناسدوبدانکه جبهه حق کدام است وچه کسانی درمسیرصراط مستقیم وپایبندی به ارزشهای اسلامی وهنجارهای جامعه گام برمی دارند درآموزه های قرآنی واسلامی براین نکته تاکیدشده است که کسانی که دراین جهان بصیرت نداشته باشنددرهنگام مرگ وکناررفتن پرده هابه این بصیرت می رسندکه بااین وجوددیگربرایشان سودی نخواهدداشت وراه یرگشتی برایشان متصورنیست بنابراین بصیرت ،نیازاساسی بشرامروزی بیش ازهرزمانی است رخدادهای حساس تاریخی وفتنه ها،ازمهمترین عوامل بصیرت زاهستنددراین شرایط است که انسانهای زیرک وتیزهوش درمی یابندکه حقیقت ممکن است غیرازآنچیزی باشدکه به چشم می آیدبنابراین به تحلیل رخدادهابرای دستیابی به حقایق پنهان آن می پردازدوسره را ازناسره تشخیص داده وبه کنه حقایق واقعیات اجتماعی می رسند

اصول گرایی

اصول گرایی مفهومی اساسی وبنیادی است وسلبقه کهن وقدمت به بلندای تاریخ دارد این مهم به علت اثربخشی فراوانی که درسطح جامعه داردوبعضاجوامع رادچارتحول شگرف می نمایددراین مسیرپرتلاطم خودگاهادچارافراط وتفریط می شودامااصول گرایان متعهدوواقعی باپرهیزازافراط وتفریط همواره برمدارمنطق ومیانه روی وپیمودن صراط مستقیم اصراردارندوگفتمان اصول گرایی خویش ارج نهاده اند.اصول گرایی همواره درصددحفظ اصول فکری وبنیادین خودبااستفاده ازابزارها،فن آوری هاوفرصت های جدیداست دریچه افکاراوبرروی افکارواندیشه ها وطرح های نووجدیدبسته نشده استواین چالش اساسی بین اصول گرایان باغربی ها وشبه روشنفکران غربزده است ؛مذاکره ومباحثه باافرادبظاهرروشنفکرومتاثرازافکارتجددطلب ونوخواه نتوانسته این سوء برداشت رابرطرف نمایدشایدعلت این باشدکه این آقایان احتمالا خودرابه تغافل می زنندوعلی آگاهی نسبت به حقانیت ارزشها واصول گرایان ازروی لجاجتی که دارندچشم خودرابرروی واقعیات می بندند.واین خودحرکتی خلاف عقلانیت وآزاداندیشی است .منظور ازاصول گرایی تمسک جستن به اصول دین دربرابرفروع دین نیست بلکه آنچه اصول گرایان ومسلمانان برآن اصراردارندهم اصول دین وهم فروع دین است،وبرمبانی فکری،ارکان دینی وامهات مکتب حیاتبخش اسلام است.