عوامل مربوط به دانش آموز (فردي يا شخصي)

عوامل مربوط به دانش آموز (فردي يا شخصي) :

 

نداشتن هدف واقعي و ملموس از تحصيل

عدم انگيزش دروني براي تحصيل  و مطالعه

عدم برنامه ريزي دقيق از لحاظ زمان  و ميزان مطالعه روزانه

نداشتن اعتماد به نفس كافي

ضعف اراده در تصميم گيري تحصيلي ،مطالعه و اجراي تصميم ها

دروني ساختن پيام ناتواني و شكست (از طريق مدرسه ،والدين ...)

تأخيريا غيبت طولاني

عدم توانايي درك مطلب

عدم تمركز حواس هنگام مطالعه

ضعيف بودن پايه ي تحصيلي در درس خاص

كم رويي دانش آموز

اضطراب امتحان

شرایط عاطفی وروانی : که بعنوان اصلی ترین عامل پیشرفت یا افت تحصیلی است اگر دانش آموز دچار فرق عاطفی ،انگیزه کافی ،عدم پشتکار ،فقدان اعتماد به نفس ،عدم کفایت در ابراز وجود ،کمی خود احساس ارزشمندی ،کم رویی ،نداشتن نگرش مثبت وقوی برای زندگی وتعارض روانی باشند افت تحصیلی پیدا می کنند                                                          3
گفتيم که کار ما تحقيق بر روي افت تحصيلي در بين دانش آموزان و دانش آموختگان نظام آموزشي جامعه خودمان است.
بنابراين جامعه دانش آموزان و دانش آموختگان و افرادي که در اين حيطه قرار دارند جامعه مورد تحقيق ما را تشکيل مي دهند. افت تحصيلي ممکن است به مسائل و خصوصيات  شخصي اين افراد بستگي داشته باشد.
يعني آن دسته از عوامل که از درون  هر شخصي که خاص و ويژه اوست و ويژگي هايي نظير ويژگي جسمي - شخصيتي - فرهنگي - فکري - ايدئولوژيک و... يک فرد را شامل مي شود و هر کدام از اين مسائل و نقص در کارکرد و عملکرد آنها مي تواند به عنوان يک منشا اصلي براي عدم انگيزه کافي و در نهايت افت  کيفي و کمي در تحصيل و کسب دانش يک فرد شود مسائلي از قبيل: 1- مسائل جسماني (نقص در ارگانيزم و اندام هاي دخيل در جريان يادگيري و آموزش)
2- مسائل رواني (شخصيت - تفکر - نگرش - بيماري هاي رواني و...)
3- ايدئولوژي (جهان بيني و نگرش هر فرد که برخاسته از مسائل مختلف و قضاوت هاي دروني وي است)
4- بيماري هاي جسماني (بينايي- شنوايي- اندام هاي حسي و حرکتي)
5- بهره گيري از عوامل ذاتي و ژنتيکي (هوش- استعداد- رغبت و...)
6- خانواده (پدر- مادر- خواهران و برادران- اطرافيان و...)
7- آداب و رسوم و فرهنگ شخصي (نوع فرهنگ- تربيت- نگرش فرهنگي- رسوم جاري و آداب رايج که تا چه حد مترقي و سازنده است يا اينکه خرافي و محدود است)
8- امکانات و زمينه  فعاليت (هزينه ها- تغذيه- پوشاک- مسکن و...)
9- انگيزه و علا قه (تنبيه- تشويق- تاثيرگذاري- تاثير پذيري)
10- تجربه و آگاهي (دايره آگاهي و تجربه- تفکر و...)

11- غذا و بيماري                                                                                                                                                       4

12- كشش به سوي غير همجنس

دوستت دارم به خاطر...

دوستت دارم به خاطر...

درکتاب آیین مهرورزی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم تالیف آقای کاشفی آمده  است:روزی رسول خدا(ص)به اصحابش فرمود:کدام یک از دستاویزهای ایمان محکم تراست؟ گفتند:خداورسولش داناترند.

بعضی گفتندنماز؛گروهی گفتندزکات؛عده ای گفتند روزه؛قومی گفتند:حج وعمره ودسته ای گفتندجهاد.

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود":برای هریک از اینها که گفتید فضیلتی است،ولی پاسخ پرسش من نیست. محکم ترین دستاویزهای ایمان دوستی برای خداودشمنی به خاطراووپیروی از اولیای خداوبیزاری از دشمنان الهی است."

مشکلی که امروزه جوامع بشری به خصوص جامعه غربی را فراگرفته است،درهمین نکته نهفته است که ما محبت به اشخاص وافراد رادرمقابل عشق به خداوند قرارمی دهیم واز آنجاکه این محبت ها درمجرای اصلی خود قرار ندارند،پاسخ لازم ومثبت خودرا نیافته وانسان را دچار مشکل می کنند.به صورتی که بسیاری از افرادوخصوصا جوانان ،منکر محبت الهی شده ودرجهت مخالف خواسته های فطری خود عمل می کنند وبه منجلاب تباهی کشیده می شوند.صدرالمتالهین دراین زمینه می گوید:

"محبان خدا هر روز به محبوبشان نزدیکتر می شوندوشوق وعشق شان به محبوب بیشتر می شود،اماکسانی که محبت شان لله وفی الله نیست،حب شان به سرابی می ماندکه شخص تشنه آنرا آب پنداشته به طرف آن می شتابدوچون به آنجا رسید،هیچ چیزی نمی یابد."

محبتی که در راستای محبت به خدا نباشد،سرابی بیش نیست وهمان محبت است که وصالش مدفن آن است. چنان که قرآن به این امر اشاره کرده می فرماید:

ای پیامبر به مردم بگواگر پدران ،پسران،برادران وزنان واموالی که جمع کردیدومال التجاره ای که از کسادی آن بیمناکیدوخانه هایی که به آن دل خوش داریدبیش از خدا ورسول وجهاد در راه خداپیش شما محبوب است،منتظر باشیدکه قضای حتمی الهی برسد وخدا فاسقان را هدایت نخواهد کرد.

بنا به فرموده قرآن ،باید محبت خدا را اصل و محورقرار داده وسایرمحبت ها را سایه وتابع قرار داد.

انسان دوست دار هرچیز وهرکسی است که دوستش دوست،بداردودشمن هرچیز وهرکسی است که دشمن محبوبش می باشد.ازهمین رو انسان مومن ،با افرادی که دوست دارخدا هستند،دوست وبا دشمنان حضرتش دشمن است.

امام صادق (ع)فرمود:"گاهی دوستی ،برای خدا ورسول است وگاهی برای دنیا ،محبتی که به خاطر خدا ورسول اوست پاداشش بر خداست وآن چه برای دنیاست ،اجر ومزدی ندارد

 

عوامل وموانع تربیت اسلامی جوانان:

 

امروزکه مملکت ما مملکت قرآن است وباهدایت یک عارف بالله وانسان وارسته وزاهد،حرکت می کندومجلس اسلامی مادرفکرقانونگذاری است ودولت ما مرکب ازکسانی است که جزبه اجرای قوانین اسلامی فکرنمی کنند؛به برکت خون شهدامی بایست تربیت جوانان ما تربیتی اسلامی باشد جوانانی که در بستر انقلاب بزرگ اسلامی ودر دامن اسلام بزرگ شده اند با اسلا می    فکرکنندوتمامی گفتار واعمال آنهابراساس موازین اسلامی باشدانقلاب اسلامی ما این معجزه بزرگ قرن این احساس را درمردم بوجودآورده است که به ارزش های خدادادی خویش به چشم تکریم بنگرندوخودرا از احساس حقارتی که باترفندسلطه جویان درطول سال ها برآن هاتحمیل شده بودبرهانند؛حال که ملت ما به این عزت سربلندی رسیده برآن هستم تا درحدمقدورات وبه اجمال پاره ای ازعوامل وموانع تربیت اسلامی جوانان خودمان رابرشمارم:

1-    اختلاف افکنی ،بدخواهی :

جوانان مابایدبه این رشد وآگاهی واشباع فکری برسندکه اگردیدندکسانی درداخل یاخارج ازمرزهای جغرافیایی وایدئولوژیکی مادرصددایجاداختلاف وشبهه افکنی وبدبینی درقشرجوان هستند خودشان اوراپس زده. حضرت امیرالمومنین علی (ع)درخطبه های خوددراین مورد،عامل همه خوشی هاوبرخورداری هاوعزت نفس وشرف ملت های گذشته را دوری جوانان وقشرفعال وپویای جامعه رادوری گزیدن ازپراکندگی وجدایی وملازم شدن با الفت ووحدت می داندومردم رابه یگانگی وحفظ وحدت والفت تحریض وتشویق می کندودرسایه وحدت ومودت داست که جوانان مامی توانندبه تربیت اسلامی ومعنوی خوددست یابند.                                                     6                                                                             

2-غفلت ازجوانان:

بدترین دردبرای مسئولین ،والدین وعلماغفلت آنان ازجوانان وقشرسرزنده جامعه است ماکه دراین جامعه اسلامی زندگی می کنیم خیلی ازنارسایی هایی راکه مشاهده می شودناشی ازغفلت وسوء مدیریت مسئولین وعدم توجه لازم به نیازمندی های جوانان درعرصه های اجرایی ،مدیریتی،قانونگذاری ،صرف بودجه وتخصیص اعتباروهدایت صحیح معنوی ودینی اگرهریک اعضای موثرجامعه به وظایف خوددرست عمل می کردندودرد دین داشتندوبه رهنمودهای مقام عظمای ولایت توجه حقیقی داشتندبمراتب امروزگرفتاری جوانان کمتربود.

3-صداوسیما:

صداوسیماکه رایج ترین وپرمخاطب ترین وسیله انتقال ارزش ها ومفاهیم است وبه حکم قانون اساسی وباعنایت وظیفه انقلابی ومهمی که برای آن قائل شده اندوباعنایت باینکه مسئولیت آموزش عمومی وایجادرشدفرهنگی وسیاسی وتربیت دینی ومعنوی عامه جامعه وبلاخص جوانان را داشته باشدودرمقابله باتوطئه های روانی وتبلیغاتی دشمن بابهره گیری ازهنراصیل وسالم اسلامی به جنگ ضدارزشها وتفکرات انحرافی که توسط رسانه های استکباری درزمینه های نوشتاری، گفتاری ودیداری بپردازدوهدایت فکری ومعنوی جوانان را وجهه همت خودقراردهدمتاسفانه خیلی ازمواردکوتاهی داشته ودربعضی مواردخودعامل ترویج بعضی انحرافات بوده است درحالیکه اگرنقش خودرابطورشایسته بازی کندخودیک دانشگاه عمومی برایعامه مردم ویک رسانه بسیارتاثیرگذاربرای نوجوانان وجوانا می باشد.

7

4-جلوگیری ازفساداخلاقی:

جهان امروزبامشکل فساداخلاقی روبرو است.تنهاراه رهایی ازفساداخلاقی پناه بردن به مبانی دین مبین اسلامی است اگربشودکارهای تربیتی را به گونه پیش بردکه نوجوانان وجوانان عزیز مملکت اسلامی باشرکت دربرنامه های تربیتی وفرهنگی که بسیج مستعضعفین درطول سال برای آن هااجرامی نمایدویااینکه نوجوانان وجوانان رادرهیات های مذهبی سازماندهی وفعال نمودوآن هارابه مساجدونمازجماعات وفعالیت های مذهبی سوق دادورفت وآمدآن هاربه کافی نت هاوگردش های دست جمعی بادوستان که بعضا شبهه ناک است راکم کردوراه صحیح زندگی کردن وخداپرستی را درآنها تقویت کردبه همان اندازه که آن هارابه راه اسلام هدایت نموده ایم طبیعتا ازانحرافات وکجروی های آن هاجلوگیری کرده ایم.

5-جلوگیری ازپوشش های نامناسب:

این تظاهربه بدپوششی وبدلباسی وپوشیدن لباس های نامتعارف وخارج دازعرف وپذیرش نام های ناپسندی که توسط ماهواره ها ،اینترنت وشبکه های اجتماعی استکبار ترویج می شودکه معمولامعرف افرادمنحرف ازلحاظ جنسی وازلحاظ شهوانی در دنیامی باشد،این کارها دردنیا بطور عام و در ایران بطورخاص ازطرف سیاست های جهانی ترویج می شود.متاسفانه بعضی ازجوانه های ماغفلتاآن رادوست دارن ومی پوشندتوسط گروهای سازماندهی شده باقیمت ارزان بدست فروشگاه های این گروه ها مرسدواین درحالی است لباس های دیگر خیلی گران است دراین جالازم است مسئولین فرهنگی ،علما ووالدین نسبت به این انحرافات

8

توجه وافی وکافی نموده ونوجوانان وجوانان نسبت به این دام انحرافی که توسط اجانب برای گمراهی آن هاتنیده اند آگاهی کامل داده وبصیرت افزایی نمود.

6-خلا معنویت درجامعه:

خلا معنویت درجامعه ازآفات اجتماعی دررژیم گذشته بوده است.دانشگاهها وحوزه هابرای دفع این این آفت درخودودرجامعه نقش مهم ومسئولیت عمده واصلی دارند.وقتی درجامعه ثروتمندان و افرادی که توان  مالی   دارند ازطاعت احکام الهی پرهیزمی کنندودربرابراحکام خدایی احساس تکلیف نکنند،عمده ترین عامل زوال یک جامعه با بی دینی خودفراهم می کنند قشرنوجوان وجوان جامعه که معمولا هنوزبه آن بلوغ فکری لازم نرسیده است طبیعتا فریب ظواهر راخورده ونخواهدتوانست تحلیل درست داشته دباشد وسره از ناسره تشخیص دادهو درپیمایش راه دین دچارسرگشتگی وانحراف خواهدشداینجاست که همه دلسوزان باید قشرجوان را به این حدبث نبوی رهنمون سازند که فرمود"نعم المال صالح لرجل صالح" بااین تعریف مال بایدضمن براوردن نیازهای مومن درخدمت کمک به مستععفین وقش آسیب پذیرجامعه قرارگیردبا ایمان به خدا وتقوای الهی شوق وذوق عبادت  وپرداختن به دعا وذکر ونیایش واستغفارمی شود روح معنویت وعبودیت درجامعه ویویژه نسل جوان افزایش داد.

9

تربیت واقعیتی تدریجی است

 

جهانی که درآن زندگی می کنیم باهمه ی موجوداتش دراقیانوس زمان شناور است،زمان همانندموجودی سیال وروان درجریان است،همه ی فعل وانفعالات موجودات پیچیده به زمان است .بنابراین هرحرکتی از انسان وابسته به زمان است وبون درنظرگرفتن زمان کاری انجام نخواهدشدباتوجه به این مقدمه اساساتربیت یک امر دفعی وجهشی نیست بلکه واقعیتی تدریجی است. خیلی هاانتظار دارندکه دریک برهه کوتاه وباچندجلسه اخلاق نوجوان وجوان راسربراه آورندحال اینکه چنین نیست مثل معروفی هست که می گوید:"دردبه اندازه کوه می آیدولی ذره ذره از بین می روداین مثال یک واقعیتی را ترسیم می کندوآن تدریجی بودن صحت وسلامتی است یعنی برای اعاده سلامتی به بدن باید بتدریج وآرام آرام تلاش کردتا دوباره سلامتی را بدست آورد.

همینطورکه سلامت بدن را نمی توان یکباره به شخص بیمارعودت دادسلامت روان یعنی بازسازی را نمی توان بطورجهشی درانسان پیاده نمودبعنوان مثال اگرنوجوان وجوانی رفتاری نامطلوب ومغایرارزشهای اسلامی وهنجارهای جامعه داردبایدکم کم وبتدریج بجای آن رفتارنامطلوب ونا شایست رفتاردرست وارزشی جایگزین کرد.

پرواضح است که انسان هاهمه ی نفی واثباتشان برمحورعادات انجام می گیردحتی روحیات نارواوزشتی که در انسان هاپیدا می شودوبصورت عادت استحکام واستوار یلفته است برای حذف عادات ناپسند بایدتلاش نماییم عادات نیکو ومطلوب اسلامی مدنظررادرآنان بوجودآوریم وباصبر وحوصله وتحمل سختی ها اخلاق نیکورا درجوانان ونوجوانان پرورش دهیموبه اصطلاح معروف کارتربیتی همانندخم رنگرزی نیست که بطور ضربتی بتوان کار تربیتی را انجام دادبلکه به مصداق شهرحافظ شراب آنگه شودصافی که اربعینی برآن بگذرد.امام جعفرصادق (ع) می فرمایند:"خبر الاعمال ماقل ودام"بهترین اعمال آن است که کم واندک باشدولی دوام واستمرار داشته باشدازاین حدیث بخوبی استنباط می شودکه عامل اصلی در دگرگونی ،تکرارعمل واستمرار آن است وبعبارت دیگرتا رفتارهای نیکو بصورت عادت درنیایندهیچگاه نمی توان آن ها راجایگزین رفتارهای نا مطلوب کرد.

تعقل درقرآن

دربسیاری ازمواقع تفکر،تدبروتعقل درکنارهم ذکرشده است.علت استفاده این دو واژه درقرآن، نقش بزرگ این دو نیرو درتامین سعادت بشری است ومادر زندگی روزمره شاهدیم که افرادباتعقل وتفکردرهمه ی زمینه ها، گوی سبقت راازکسانی که فاقداین دو نعمت گرانقدر هستندربوده اند.

درتفسیرنمونه درباره عقل آمده است:"کلمه عقل"دراصل لغت به معنای بستن وگره زدن است لذا طنابی را که با آن پا یا زانوی شتر را می بندند،عقال گویندواین عمل را هم عقل نامیده ومی گویند"عقل البعیر"؛شتر را عقال کن وبه همین مناسبت ادراک هایی راهم که انسان دارد وآن هارا در دل پذیرفته وعقدقلبی نسبت به آن هابسته است را عقل نامیده اندونیز مدرکات آدمی راوآن قوه ای را که خودسراغ داردوبه وسیله آن خیروشروحق وباطل راتشخیص می دهد،عقل نامیده اندودرمقابل این عمل جنون وسفاهت وحماقت وجهل است که جامع همه آن ها کمبودنیروی عقل است واین کمبودبه اعتباری جنون وبه اعتباری دیگر سفاهت وبه اعتبارسوم حماقت وبه اعتبارچهارم جهل نامیده می شود.انسان را بدین جهت عاقل می گویندکه بدین خصیصه ممتازاز سایرجانداران است که خدای سبحان انسان را چنین آفریده است که درمسائل فکری ونظری،حق را از باطل ودرمسائل عملی، خیر را ازشرونافع را ازمضرتشخیص دهدخداونددرجاهای مختلف ودرآیات بسیاری مردم را به تعقل وتفکر فرا می خواندکه درآفرینش موجودات ،خود وکل هستی به تامل ئاندیشه بپردازیدمثلادرآیه ای وجودمرموزوپیچیده خودانسان واینکه چگونه درصلب ورحم شکل گرفت وپس از ولادت چه مواردی را طی کرده است تابه شعوروعقل برسدخداونددرآیه دوم سوره یوسف می فرماید":انا انزلناه قرانا عربیا لعلکم تعقلون"

باتوجه به آیه فوق وآیات دیگری که انسان را به تفکر وتعقل دعوت می نماید استنباط می شودکه در قرآن کریم تفکرصحیح وتعقل وعقل رابطه تنگاتنگ ونزدیک دارند،زیرا قرآن برای تفکرصحیح وخوب حساب بازکرده وآن را می ستایدومارا برآن می داردتادرهیچ یک از امور زندگی بدون بصیرت وآگاهی اقدام نکنیم.وتفکردرست همراه باتعقل درست است کهانسان را به سرمقصد ومراد می رسانند

 

غیبت

یکی از ارکان اساسی سعادت دنیا وآخرت انسان رعایت مبانی اخلاقی است،زیرا درپرتو خلق وخوی پسندیده که روابط اجتماعی انسان هاتحکیم پیدا کرده وزندگی با صفا ومودتی را درکنار هم خواهند داشت،اگر انسان آنچه راکه برای خود می خواهد برای دیگران هم بخواهدوبالعکس افراد آن جامعه نسبت به یکدیگر احساس امنیت ،وخوشبختی وسلامت بیشتری خواهند داشت؛غیبت بلای خانمان سوزی است که محیط اجتماع ،خانواده و محیط زندگی را سرد وخاموش می کندوچون حصاری افراد را درخودزندانی می کندوشیرینی روابط دوستی رابه تلخی می کشاندوسبب انواع واقسام بیماری های روحی وجسمی می گرددوهزینه های هنگفتی را برمردم تحمیل می کند.

رسول الله (ص)روزی درجمع مسلمان ها با صدای بلندفرمودند:ای گوهی که به زبان ایمان آورده ایدنه با قلب،ایمان شماادعائی وزبانی است،غیبت مسلمانان نکنیدوازعیوب است ونیز فرمودند:"الغیبه اشد من الزنا"

غیبت همچنانکه از اسمش پیداست این است که درغیاب کسی سخن گفتن به گونه ای که عیبی از عیوب اورا فاش سازدخواه این عیب جسمانی باشدیا اخلاقی،دراعمال اوباشدیادرسخنش وحتی در اموری که مربوط به اوست مانند لباس ،خانه،همسر وفرزندان،این می شودغیبت.

غیبت دارای آثارسوء بسیاری می باشدبخاطرآن پیامدهای منفی فردی واجتماعی بسیاری که داردآن راخوردن گوشت برادر مرده ،برباد دهنده حسنات ومنفورترین اشخاص نزدخدا دانسته اندکه به چند مورد آن اشاره می شود:

1-    غیبت ایجادبدبینی درجامعه نموده وشخص را درجامعه منزوی می کند.

2-    - ازبین رفتن قبح وزشتی کارهای ناروا وجرات بخشیدن به دیگران در ارتکاب آن اعمال زشت

3-    دریده شدن پرده شرم برای خطاکننده که کارخطایی کرده است ودوست نداردکسی بفهمد

4-    ایجادکینه ودشمنی بین غیبت کننده وغیبت شونده

5-    سلب فرصت امکان جبران خطا از خطاکار

 

عوامل تقویت وضعف ارده

برای تقویت اراده،عوامل متعددی تاثیرگذارهستند که باید رعایت شده مانندورزش ،تفریحات سالم ،تقویت بدن با رعایت رژیم غذایی مناسب وغیره ؛واماعواملی که موجب ضعف اراده می شودبرخی ازموارد زیرهستند که لازم است انسان با آنها مبارزه نماید:

1-اصل مقاومت؛اولین اصلی که باید رعایت شود اصل مقاومت است که روان شناسان از آن بعنوان اصل تسلیم نا پذیری نام می برندوبدین معناست که در برابر شکست ها وناکا می هاایستادگی نموده وازشکست ها پلی برای پیروزی بسازد.

2-داشتن هدف روشن؛یکی ازعوامل مهم تقویت اراده ،تلقین به خود است که انسان اراده قوی ومحکم داردواوبایدبه خودایمان داشته باشد که من می توانم برمشکلات پیروز شوم ،امتحاناتم را باموفقیت طی نمایم وکلمات منفی نمی توانم ونمی شود را ازخود دورنماید.

3-اعتمادبه نفس؛خودباوری واعتمادبه نفس نیزعامل مهم تقویت اراده انسان است .اگرانسان استعدادها وتوانمندی ها وشایستگی های خود را بشناسدکه توانایی انجام خیلی از چیزهارا دارد،دراتخاذ تصمیم دچار مشکل نمی شود.

4-تمرکز حواس ؛ تمرین تمرکز حواس یکی از راه های تقویت اراده است. برای تمرکز حواس بایدنظم وانضباط درهمه امور زندگی ایجاد کرده وبا برنامه ریزی ،اهداف وامورات خویش را به پیش ببردوبسوی تعالی وپیشرفت گام بردارد.

5-مبارزه با عادت های نا پسند؛یکی از مهترین عوامل تقویت اراده ،مقابله وستیز با عادت های بد ونا پسند است از این رو باید سعی شودبا هواهای نفسانی مقابله شودواز رسوخ عادات ناپسند جلو گیری گردد"ویلیام جیمز روان شناس غربی معتقد است یک نه گفتن به عادت بدموجب می شودشخص برای مدتی تجدید قوا کندوبدین طریق به تدریج ضعف اراده خود را برطرف سازد.

استرس

استرس عبارت است از هررخداد زندگی یاهرگونه مشکلی که برای خودما یا یکی از اطرافیان ما پیش آید وبرجسم وروح ووان اثر منفی گذارد استرس نامیده می شود.

استرس علاوه براینکه اثرات روانی داردبرجسم انسان نیز اثرات متعددی می گذاردتمامی اعضای انسان را درگیرخودش می کند اثر استرس تا حدی است که می توان گفت روی هردستگاهی ازبدن اثرات زیانبار داشته باشد.

برخی از این اثرات می تواند زودگذر باشد،مثلا وقتی خبر ناگواری به کسی برسد ممکن است فشارخونش بالا برودوضربان قلبش افزلیش یابدونیز ممکن است انسان دچار تپش قلب ،ناراحتی در معده،سرگیجه ،سردرد،تعریق،وهمچنین لرزش داشته باشد؛اثرات زودگذر وناپایدار چندان مشکل آفرین نیست وارزش چندانی ندارد،اما اگر اثرات پایداری ازقبیل بیماری های قلبی – عروقی،بیماری های پوستی ،بیماری های گوارشی ،بیماری های تنفسی ،سردردوغیره داشته باشد،استرس می تواند فردرا مستعدانواع بیماری های عفونی و ویروسی نمایدوسیستم ایمنی بدن را تضعیف نمایدخیلی از افرادی که دچار بیماری سرطان بدخیم شده اند درمعرض استرس بیشتری قرار داشته اند.

با دوشیوه پیش بینی ،شناسایی وپیشگیری ازاسترس،وسازگاری با استرس می توان با استرس مقابله کرد . درطریق نخست باید تلاش شود تا رویدادهای زندگی عادی نموده وتا جاییکه مقدور است جلوی وقوع رویدادها را گرفت مثلا با رعایت قوانین راهنمایی ورانندگی می توان جلوی تصادفات را گرفت ویا بسیارکم کرد ورعایت نکات زیر بسیار موثراست:

1-    حتی الامکان ازوام گرفتن ،قرض کردن ،وخرید اجناس قسطی خود داری شود

2-    زمان کافی جهت انجام برنامه کاری درنظرگرفته شودوصبروحوصله وخویشتن داری درمواقع حوادث طبیعی وغیرطبیعی

3-    قناعت وصرفه جویی باعث جلوگیری استرس های اقتصادی می شود

 

خانواده خوشبخت

برای اینکه خانواده ای گرم وسعادتمند داشته باشیم لازم است که هریک از افراد خانواده اصول ومعیارهایی را درحداعتدال وبدور از افراط وتفریط رعایت نمایدودررفتارباکودکان ضمن آشنایی بااصول تربیت اسلامی جهت داشتن خانواده ای خوشبخت، اصول زیر را رعایت نماید بسیار مفید خواهدبود:

1-    وقت شناس بودن؛اگر قولی به بچه ها می دهیم که مثلا درفلان تاریخ به کارخاصی بپردازیم انجام عمل موردنظردرزمان تعیین شده نه تنها حس احترام دیگران رابرمی انگیزد،بلکه به فرزندان وهمسرخودنشان می دهیم که چقدر برایشان ارزش قائل هستیم

2-    کنترل براعصاب؛ اعضای برخی خانواده ها عادت دارنددرزمان بحث فریاد بکشند،چنین رفتاری نه تنها برای کودکان بسیار مخرب است بلکه هیچ مشکلی راهم حل نمی کندزمانی که نتوانیم ازشد ت عصبانیت درست فکر کنیم بهتراست موضوع بحث وگفتگوراعوض نماییم.

3-    ارتباط کلا می با فرزندان؛اگرنتوانیم بافرزندان خود دوستانه صحبت نموده این احتمال که آنهابابدبینی واحساس نا امنی رشد نمایند بسیار زیاد خواهد بودهنگامی که کودکان غمگین وگوشه گیربنظرآینداین وظیفه والدین است باب گفتگو را باز نموده وبابهترین شیوه علت ناراحتی کودک را پیگیر شوندچراکه کودک نیازجدی به توجه والدین داردوباید این توجه برای کودک ملموس باشد.

4-    اظهارعلاقه مندی به کودک؛ ابرازعلاقه وتعلق خاطربه کودک وهمسربطورواضح وآشکارکه یکی از نیازمندی های هرخانواده موفق وخوشبخت است و درگرم شدن کانون خانواده بسیار موثرخواهدبود.

                                                                          

مراحل تربیت:

مراحل تربیت:

همانطورکه می دانیم روان شناسان وعلمای تعلیم وتربیت دوران عمر را به مقتضای نیازهای جسمی ،روانی ،عاطفی،اجتماعی ،اخلاقی وغیره به دوره های مختلفی تقسیم کرده اندازجمله اریکسون به 8مرحله( اعتماد درمقابل عدم اعتماد- خودمختاری درمقابل شرم وشک – ابتکار درمقابل تقصیر – ضعف در مقابل احساس حقارت – هویت در مقابل سرگردانی – صمیمیت در مقابل انزوا – زایندگی در مقابل رکود – انسجام درمقابل نومیدی)قایل است ،پیاژه که به 4 دوره(حسی-حرکتی- پیش عملیاتی – اعمال انتزاعی)معتقد می باشدوهریک بنابرتقسیم بندی خودزیر مجموعه هایی دارندوبرای هر دوره ویژگی های خاصی را ذکر نموده اند.

درتربیت اسلامی درحدیثی از رسول اکرم (ص)مراحل تربیت پذیری کودک رابه صراحت به 3دوره 7ساله تقسیم نموده اند:"الولدسیدسبع سنین وعبدسبع سنین ووزیرسبع سنین" که به دوره سیادت ،دوره اطاعت ودوره وزارت نامیده می شوندوبرای هریک از این دوره هابراساس ویژگی های دوره دستورالعمل هایی درموردنحوه رفتاروالدین با فرزندان وجود دارد.

الف - ویژگی های مرحله سیادت:

این مرحله ازتولد تا7سالگی را دربر می گیرد.طفل در7سال اول زندگی ،جسمش ناتوان وفکرش نا رساست وپدر ومادربایدبسیاری از نیازهای اورا برآورده نمایندوبه خواستهایش جامه عمل بپوشانند.دراین دوره کودکبه بازی کردن،شنیدن قصه وداستان بسیار علاقمنداست.کودک ازلحاظ روانی کنجکاو وبخصوص ازسن 4سالگی به بعدمی خواهدازطریق پرسیدن به حقایق اشیاء پی ببرد؛دراین مرحله سوالات کودکان به سه دسته تقسیم می شوند:دسته اول سوالاتی است که بسیار ابتدایی وساده هستند.دسته دوم سوالاتی است که بعلت پایین بودن سطح اطلاعات او نمی توانیم پاسخ صحیح را به او بدهیم(به عنوان مثال پرسش درباره انتقال صدابه وسیله تلفن)ودسته سوم سوالاتی است که پاسخ آنهارا نه کودک می داندونه والدین او.

اصول کلی تربیت درمرحله سیادت:

تربیت کودکان دراین دوره یک تربیت رسمی وبرنامه ریزی شده نیست،بااین حال کودک از دو طریق عمدی وغیرعمد تحت تاثیرونفوذ دیگران است. بعبارت دیگر دراین سنین کودک هم به صورت مستقیم وهم به صورت غیر مستقیم تربیت می شوداصول مهمی که باید دراین دوره رعایت گرددعباتنداز:

1-  مهرورزیدن به کودک:

 محبت از نیازهای اساسی کودکان است وعدم یا کمبود آن موجب ناهنجای های روانی می شودوزمینه را برای آشفتگی های اجتماعی وایجاد عقده ی حقارت و بیماری های دیگر جسمی وروانی را فراهم می کند.رسول گرامی اسلام درباره محبت فرموده است:"کودکان خودرا دوست بداریدوبه انان مهر بورزید"ونیز درجایی دیگر می فرمایند:"نگاه محبت آمیزپدربه صورت فرزند عبادت است".کودک باید محبت والدین را درک واحساس نمایدیعنی تنها محبت های قلبی پدرومادرکافی نیست.درهفت سال اول محبت بیشترتکیه برلذات حسی داردوباید به صورت بوسیدن ،نوازش کردن وهدیه دادن ابراز شودولی باید دانست که دراسلام افراط وتفریط هردو محکوم است ومحبت هم اگر جنبه افراطی پیدا کند،موجبات لوس شدن وپرتوقعی ،متکی شدن وزبونی کودک را فراهم می کندکه باید ازآن پرهیز کرد.

2-آزادی دادن به کودک:

آزادی به عنوان یک اصل درمرحله سیادت پذیرفته شده است،لیکن آزادی نبایدبه معنای بی بندو باری تلقی شودولذا کودک بایداز آزادی مشروط برخوردارباشد بعبارت دیگرتربیت باید بنحوی اعمال شودکه کودک درپایان دوره شرایط آزادی خودرادرک کند.منظورکلی سخت گیری نکردن،تعلیم بموقع ومتناسب باسن کودک،ارائه کمک های لازم به کودک برای رفع نیازها،دادن فرصت ابتکار عملو آزادی به اودراموری مانند غذاخوردن،لباس پوشیدن

3-مبارزه نکردن با حس کنجکاوی کودک:

کودک بتدریج که بزرگ می شودبامسائل ودانستنی های جدید روبرو می شودورفتاری ازخودبروز می دهدکه ازحس کنجکاوی اوناشی می شود.دراین دوره بایدازسرکوب کردن ومبارزه با این حس خودداری شودتاکودک بتواندبه راحتی وبدون خجالت مجهولات خودرابیان نمایدودرباره آنهاپرسش نماید.

4-دادن پاسخ خای مناسب به سوالات کودکان:

همانطورکه درقسمت ویژگی ها ذکرشد،دراین سن کودکان زیاد سوال می کنندوسوالات آنهارسه دسته بودندکه به سوالات دسته اول والدین به صراحت وراحتی می توانندپاسخ دهندودرموردسوالات دسته دوم بایدبه کودکان گفته شودکه بعلت اطلاعات ناقص وسن کم آنهافعلا قادر به درک مطلب نیستندوبا بالاتر رفتن سن کم کم مساله را خواهند فهمیدودرموردسوالاتی که والدین جواب آنهارا نمی دانندباید درکمال صداقت به فرزندشان بگویند:"پاسخ این پرسش را نمی دانم وبه محض یاد گرفتن به تو خواهم گفت".