انسان هامعمولا ازخمودگی وپژمردگی بیزارهستندهمیشه دوست دارند باافراد خوش مشرب وباذوق ارتباط ورفت وآمدداشته باشند چون اعتقاددارندکه این امرموجب انبساط خاطرآنها می شود.وجودطراوت وشادابی  درزندگی آدمی نه تنها انسان راسرزنده وجوانی اوراپایداروتثبیت می نمایدبلکه موجب بازشدن وگشایش فضای ذهن آدمی برای توسعه دانش ومعرفت شده ومقاومت فیزیکی وبدنی انسان را دربرابرانواع تهدیدها وبیماری ها افزایش می دهد وزمینه ساز ارتباطات موثر ومطلوب انسانی بامحیط خانواده ،جامعه ودوستان وآشنایان را مهی می سازد.دربرخی پژوهش های به عمل آمده ازطرف کارشناسان علو م ارتباطات انسانی سهم ارتباط انسانی درزمان بیداری افراد70%محاسبه شده است ودربرخی پژوهش های دیگرسهم ارتباط انسانی درنشاط وشادابی خود،وابستگان ،خانواده واطرافیان تا85%تعیین شده است.

.برخی تجربه هاونیز یافته های تحقیقی موید آن است که مداومت و استمراردرفکرواندیشه ای مشخص انسان رابه عمل درآن زمینه وادارمی نمایدومعمولا انسان ابتدا می اندیشد چیزهایی راکه درسرمی پروراند به زبان می آوردوسعی دارداعمال خودرابراساس افکار واندیشه هایش شکل دهداگرانسان بتواندهرچه بیشتر ازموج مثبت استفاده نماید وانرژی مثبت به دیگران تزریق نمایدموجب آن خواهدشدکه نزدیگان وی احساس اعتمادبه نفس بیشتری داشته باشند ورضایت خاطرناشی ازان رابه خوبی حس ودرک نمایندآگاهی ما به نیازهای روحی وروانی وعاطفی نزدیکانمان موجب می شودکه باتامین به موقع آن هاشادی وطراوتشان رامضاعف نماییم وباخدمتی ناخواسته هرازگاهی آنا ن راخوشحال وشادمان نماییم.وآگاهی ازعلایق وتمهیات خانواده وبراوردن خواست های منطقی واساس زندگی خواهیم توانست خانواده ای شاداب وبانشاط وسرحال داشته باشیم.